کد مطلب : ‌10321
گفتگو با «علیرضا محجوب»، دبیرکل خانه کارگر

مجذوب اعتمادبه‌نفس کارکنان مس شدم

«علیرضا محجوب»، دبیرکل خانه کارگر سفرهای زیادی به مس سرچشمه داشته است. او در گفتگو با «عصرمس آنلاین»، به مناسبت هفته کارگر، خاطرات خود از کارگران مس در این سفرها را مرور کرده است.

«علیرضا محجوب»، نماینده مجلس شورای اسلامی، دبیرکل خانه کارگر، رئیس فراکسیون کارگری مجلس شورای اسلامی و فعال کارگری از ابتدای انقلاب تاکنون است. وی یکی از باتجربه‌ترین شخصیت‌ها در امور کارگری و شناخت صنایع سنگین در کشور است. محجوب از ابتدای انقلاب به‌ واسطه سمت بازرسی و نمایندگی در نخست‌وزیری و بعدها ریاست‌جمهوری با وضعیت کارگران آشنا بوده و با مراکز صنعتی بزرگ سفرهای متعددی داشته است. یکی از این سفرها که برای او خاطرات ویژه‌ای به همراه دارد، اولین بازدیدش از مجتمع مس سرچشمه است. بازدیدی که حوالی سال‌های 60 تا 61 رخ داده و به قول خودش بوی «نو بودن» می‌داده است. به بهانه روز کارگر گفتگویی داشته‌ایم با محجوب درباره سفرش به سرچشمه.

  • یادتان هست به چه منظور و در چه سالی برای اولین بار به سرچشمه سفر کردید؟

یادم نیست دقیقا چه سالی بود که به آنجا رفتیم، اما به یاد دارم که من را به عنوان نماینده و مشاور کارگری دولت و نخست‌وزیری دعوت کرده بودند تا از آنجا دیدن کنم. به ‌هر حال سرچشمه قرار بود پیش از انقلاب راه‌اندازی شود و این اتفاق نیفتاده بود. در زمان بازدید نزدیک به یک سال بود که سرچشمه راه‌اندازی شده بود.

  • در زمان بازدید تغلیظ و ذوب راه‌اندازی شده بود؟

بله. در حقیقت از باب دیدن یک واحد تازه تاسیس بود که به سرچشمه رفتیم. با توجه به پستی هم که داشتم از موضع سرکشی و بازرسی موضوعات کارگری وضعیت سرچشمه جذاب بود. اما هنوز آن‌ چیزی که امروز به عنوان سرچشمه می‌شناسیم شکل نگرفته بود و کارگران هم در آن زمان مشکلات خاصی نداشتند، چون مجتمع هنوز در ابتدای راه بود.

  • یعنی هیچ مشکلی نبود؟

موضوع اصلی دوگانگی سیستم استخدام بود. بدین‌ترتیب که یک عده استخدام کشوری بودند و عده دیگر مشمول قانون کار، اختلاف اصلی در آن زمان این بود.

  • چه راهکاری در آن زمان برای این موضوع اندیشیده شد؟

نه به  معنای واقعی. چون می‌دانستیم که واحد به‌ طور کلی باید مشمول قانون کار شود و درخواست همه این بود که استخدام کشوری شوند. با توجه به اینکه شرکت این مسیر را نمی‌پسندید باید آنهایی که تبدیل وضعیت شده بودند، فکری برایشان می‌شد. بعدها همین اتفاق افتاد. به این معنی که مشمولان قانون خاص شرکت مس شدند و در آخر هم به سیستم تامین اجتماعی پیوستند و شامل قانون کار شدند.

  • این مشکل چرا به‌ وجود آمده بود؟

چون معدن مس دولتی بود افراد استخدام‌شده به‌ عنوان کارمند رسمی دولت شناخته می‌شدند. همین افراد گلایه‌هایی داشتند. چون نمی‌شد ترتیبات دولت را با ترتیبات کارخانه ارتباط داد. هر جای دیگری هم که این روند ادامه پیدا کرد موفق نبود و باعث اعتراض شد. بعد از آن با اصلاح قانون کار و تغییر تقاضا مشکلات این افراد هم منتفی شد.

  • آن دوره همزمان با جنگ تحمیلی بود و شما به ‌واسطه کار باید از ‌مکان‌های مختلف کشور بازدید می‌کردید. تفاوت ویژه‌ای بین مس و دیگر مراکز صنعتی آن زمان وجود داشت؟

باید سرچشمه را در آن سال‌ها تازه تاسیس محسوب کرد و در حد مقایسه با دیگر صنایع برنیامد. واحدی آمده به‌کار و رو به‌پیشرفت بود. در حد مقایسه با دیگر صنایع مانند ذوب‌آهن اصفهان کاملا متفاوت بود. برای مثال ذوب‌آهن اصفهان در سال 46 راه‌اندازی شده بود. یازده سال از راه‌اندازی آن گذشته بود. در آن زمان ذوب‌آهن مشکلات زیادی داشت؛ مثلا  هزاران کارگر که در قالب پیمانکار به ‌کار گرفته شده بودند و مشکل به ‌وجود آورده بود. در راه‌آهن نیز با چهار سیستم استخدام مواجه بودیم. این مشکلات عملا در شرکت مس وجود نداشت زیرا که تازه‌کار بود و مشکلات متفاوتی داشت. در مس بیشتر با مشکلات راه‌اندازی مواجه بودیم. بیشتر خط تولید توسط متخصصان ایرانی ساخته شده بود. امریکایی‌ها تکه‌های جداگانه از مسیر تولید را ساخته بودند اما این مجموعه اصلا به‌ هم متصل نشده بود. بزرگ‌ترین کار بچه‌های مس این بود که این مجموعه را به‌ هم متصل کردند و دوباره این خط از ابتدا طراحی شد. امریکایی‌ها کم‌کاری کرده بودند و از تسمه‌های کوچک تا انواع موتورها بزرگ را از مجموعه کم گذاشته بودند. خط تولید مس باید سال 1356 راه‌اندازی می‌شد اما آخر 59 راه افتاد. عملا تولید آزمایشی در سال 60 انجام گرفت. امریکایی‌ها می‌توانستند در آخر سال 56 مجموعه را تحویل دهند اما این کار را نکردند. حتی با توجه به مدت زمانی که روی مجتمع کار کردند، می‌توانستند مجموعه را تا تابستان 57 هم تحویل دهند، اما 40 درصد کار را هم پیش نبرده بودند. شرکت سازنده مکلف است این تجهیزات را نصب و بعد از تولید آزمایشی به مجتمع تحویل دهد. امریکایی‌ها هیچ کدام از این کارها را نکردند و حتی بسیاری از تجهیزات را حتی سفارش هم نداده بودند. تا سال 58 با امریکا مشکلی نداشتیم چرا در آن مدت سرچشمه را به ‌تولید نرساندند. پس مشکل جای دیگری بود. کارکنان سرچشمه مجبور شدند دوباره کالاها را سفارش دهند و عملا خط را به ‌هم بافتند و راه‌اندازی کردند.

  • بازدید شما چند روز طول کشید و چه فضایی در سرچشمه حاکم بود؟

یک روز بیشتر طول نکشید. در زمان اولین سفرم به ‌سرچشمه هنوز مشخص نبود که این مجموعه به چه اندازه بزرگ است. تصویری که امروز از مس به ‌وجود آمده در آن زمان قابل پیش‌بینی نبود. ابتدای را‌ه‌اندازی بود. شرکت مس امروز را تنها با 10 درصد تولید تصور کنید. در آن زمان وضع چنین بود. بسیاری از خطوطی که سال‌های بعد اضافه شد وجود نداشت. محیط بسیار کوچکی بود و البته کارکنان نسبت به تولید بسیار زیاد بودند. مهمترین مشکل مدیران هم همین کثرت کارکنان مس بود. خیلی از افرادی که از مرحله ساخت باقی‌ مانده بودند. ادعا می‌کردند دو یا سه برابر ظرفیت مس نیرو دارند. البته امروز تعداد کارکنان زیادتر نشده چون آن زمان با 10 درصد تولید آن میزان پرسنل را داشتند و امروز طبیعی است که به‌مراتب بیشتر از آن تولید دارند.

  • موضوعی که برای اولین‌ بار در بازدید از سرچشمه جلب توجه کرد، چه بود؟

بوی نو بودن مجموعه اولین چیزی بود که مشام می‌رسید. همه چیز بوی تازگی می‌داد. وقتی یک واحد تازه از لای زر‌ورق باز می‌شود و شروع به ‌کار می‌کند بوی نو بودن به مشام می‌رسد.

  • این نو بودن را در رفتار کارگران هم می‌شد دید؟ یعنی تازه‌کار بودن؟

از هر جهت نو بود. کارگران هم نو بودند. برخی از کارکنان از پروژه پیمانکاری ساخت مجموعه مانده بودند و از اطراف منطقه سرچشمه به مجموعه اضافه شده بودند. عده زیادی هم از تهران استخدام شده بودند. مشکل بزرگ دیگر نیروی متخصص بود. نیروی متخصص در تهران هم کم بود چه برسد به کرمان. مرتب در تهران آگهی می‌دادند و از آنجا نیرو می‌گرفتند. یکی از مشکلات مدیران هم این بود که نیروهای تهرانی برای این محیط ساخته نشده بودند و با محیط سرچشمه نمی‌توانستند، خو بگیرند. گلایه داشتند که چرا نباید در استان نیروی متخصص باشد.

  • شما چه توصیه‌ای برای آنها داشتید؟

ارتباط شرکت را با دانشگاه باهنر زیاد کنند و متخصص در آنجا تربیت کنند. به مراکز فنی و حرفه‌ای مراجعه کنند و تحمل داشته باشند تا نیروها تربیت شوند.

  • چند بار به سرچشمه رفته‌اید؟

هفت یا هشت بار.

  • آخرین‌ باری که رفتید کی بود؟

دو سال پیش.

  • تغییرات نسبت به اوایل راه‌اندازی چطور بود؟

به‌شدت تغییر کرده بود. من در مقطع‌های مختلف به مس سفر کرده‌ام. روند تغییرات به‌شدت بالا بود. با این حال هنوز هم شرکت مس جای توسعه دارد. اگرچه سرچشمه جزو سه یا چهار معدن خوب دنیاست ولی در مقاسیه با شیلی یا کشورهای دیگری که درصد مس بالاتری دارند، کار سخت‌تری دارد. باید خاک بیشتری را بار کند و محصول کمتری را بگیرد. در بازدید اول مشکلات فنی به چشم می‌آمد. پسماندها و سرباره‌هایی که در نقاطی جمع شده بود و خطرناک بود. خوشبختانه امروز دیگر خبری از این پسماندها و سرباره‌ها نیست. مقداری هم از پسماندهای تغلیظ نگهداری می‌شد. پسماندهای طلا و فلزات گرانبهای دیگر در آن وجود داشت، اما نمی‌شد آن را استخراج کرد. بعدها این موضوع هم حل شد و توانستند این مواد را از پسماندها جدا کنند. به ‌هر حال شرکت مس بیشتر از هر معدن دیگری در کشور طلا و فلزات گرانبها تولید می‌کنند. فلزات گرانبهایی مانند مولیبدن و نقره که امریکایی‌ها علاقه زیادی داشتند از ایران ببرند. فلز پرارزشی که در صنایع نظامی استفاده می‌شود، امروز در مقدار کم در کشور مصرف می‌شود.

  • خاطره خاصی از کارکنان مس در ذهن شما باقی مانده است؟

از اولین بازدید یا آخرین بازدید.

  • فرقی نمی‌کند.

در آن ابتدا که از سرچشمه بازدید کردم اعتمادبه‌نفس بالایی در میان کارکنان دیدم. نشاط خاصی که دیگر امریکایی‌ها نیستند و آنها خودشان خط را راه‌اندازی کرده‌اند. مخصوصا در خط ذوب به همان اندازه که کوره پرحرارت بود افراد هم با حرارت از نوآوری‌ها و راه‌اندازی کوره ذوب می‌گفتند. روحیه شورانگیزی بود که آدم را مجذوب می‌کرد. در آخرین سفر احساس کردم که محیط آن شور را ندارد. یعنی واکنش به‌این نوآوری‌ها که البته هر روز هم در مس اتفاق می‌افتد به اندازه گذشته نیست. کارهایی که امروز می‌بینم هر کارش به اندازه کل کاری است که در آن زمان در شرکت مس انجام شده بود، اما با این حال کمتر دیدم که کسی در این‌باره صحبت کند و آن را تبلیغ کند. حتی اگر از این نوآوری‌ها سخن می‌گوید با همان شور و حرارت از آن حرف بزند. باید مسئولان شرکت مس به این موضوعات توجه داشته باشند و موفقیت‌های خود را نشان دهند. مسئولان باید توجه کنند که فضای خوداتکایی در هر شرایطی یک سرمایه برای واحد است. اگر این سرمایه اگر از واحد گرفته شود، واحد صنعتی خلع سلاح می‌شود و همه چیز از دست خواهد رفت. هر کسی بخواهد اداره، تصدی‌گری یا مدیریت این مجموعه‌ را به دست داشته باشد بخشی از وظیفه‌اش توجه به این امر مهم است.

نام‌ :
ایمیل :
نمایش داده نمی‌شود
متن :
 
عضویت در خبرنامه
نام‌ و نام‌خانوادگی:
ایمیل :
مس پرستلگرام
به نظر شما سایت عصر‌مس‌آنلاین بهتر است بیشتر به چه مطالبی بپردازد؟