کد مطلب : ‌10844
گفت‌وگو با مدیر امور انرژی شرکت ملی صنایع مس ایران (قسمت دوم و پایانی)

همه ممیز باشیم

«نصرت‌الله کاظمی»، مدیر امور انرژی شرکت ملی صنایع مس ایران در گفت‌وگو با نشریه «عصر مس» از فرهنگ مصرف انرژی می‌گوید که دستوری نیست و تک‌تک افراد باید آن را زندگی کنند. بخش دوم این گفت‌وگو را می‌خوانید.

قبل از شروع رسمی گفت‌وگو می‌گوید می‌خواهد بدون تعارف موضوعی را با ما در میان بگذارد؛ بعد اشاره می‌کند به درخواست‌های قبلی‌مان برای مصاحبه که ردشان کرده، و دلیل رد درخواست‌هایمان را می‌گوید: «فکر می‌کردم مصاحبه اثری ندارد». اما حالا چه شده که درخواست اخیرمان را برای گفت‌وگو پذیرفته؟ جواب می‌دهد شاید قبلاً دچار نوعی «پیش‌داوری» دربارۀ مصاحبه بوده؛ حالا اما مهم‌تر این است ‌که با این گفت‌وگو به دنبال «اثرگذاری» است؛ نوعی اثرگذاری در فرهنگ مصرف انرژی. «نصرت‌الله کاظمی»، مدیر امور انرژی شرکت ملی صنایع مس ایران، از آن دست مدیرانی است که «بستر» انجام کارها برایش به اندازۀ خود انجام کارها مهم است. به‌ همین دلیل است که می‌گوید سال‌ها وقت مدیریت امور انرژی صرف این شد که در حوزۀ انرژی، بستری برای سنجش شاخص‌های انرژی تعریف شود؛ بستری که شناخت و تغییر نگرش حرف اول را در آن می‌زند. حالا او امیدوار است این تغییرات باعث اثرگذاری در فرهنگ تولید و مصرف انرژی در کل شرکت شود؛ به‌طوری‌که نه‌تنها منافع شرکت، که منافع کل کشور و حتی نسل‌های آینده را تامین کند.
 

  • گفتید در میدوک و سرچشمه سیستم یکپارچه انرژی اجرایی شده است. در این بخش‌ها شاخص‌های مصرف انرژی چگونه بوده است؟

پیش از این با روش‌های ساده‌تری هم شاخص‌ها را ارزیابی کرده‌ایم. اولین گزارش انرژی در شرکت مس در سال 1385 ارائه شد. باید به یک نکتۀ مهم در این‌جا اشاره کنم؛ انرژی نه در کشور ما، بلکه در هیچ‌کجای دنیا در مسیر تولید نیست؛ درحالی‌که انرژی لازمۀ تولید است. در وضعیت فعلی و با قیمت‌هایی که ما بابت انرژی پرداخت می‌کنیم، حدود 10درصد هزینه‌ها در سبد قیمت تمام‌شده، سهم انرژی است. یعنی اگر پنج عامل اثرگذار در تولید تعریف کنیم، انرژی در سه عامل نخست نیست؛ به همین دلیل، انرژی در همان جایگاه چهارم به بعد است. طبیعی و درست هم هست که با این شرایط، اولویت مدیریت کاهش، سهم عوامل مؤثرتر در قیمت تمام‌شده است.

  • اما به هر حال، انرژی عامل بسیار مهمی است و بدون آن شاید حتی عوامل دیگر هم اثرگذاری‌شان را از دست بدهند...

راستش در پاسخ به این نکتۀ شما باید به صحبت اولیه‌مان گذری داشته باشم که یک بنگاه خصوصی باید فقط سود و زیان خودش را ببیند. برای مثال، در کشورهای پیشرفتۀ دنیا که خصوصی‌سازی قوی‌تر از ایران دنبال شده است، نگاه‌شان به مقولۀ انرژی کاملاً با ما فرق دارد. مثلاً شما اگر بخواهید یک وسیلۀ سرمایشی به این اتاق اضافه کنید و من بپرسم چرا می‌خواهید این کار را انجام دهید؟ لابد پاسخ‌تان این است که پولش را پرداخت می‌کنم! اما در دنیا چنین چیزی نیست؛ آن‌ها در چارچوب ضوابط و احساس مسئولیت، مصرف و تولید می‌کنند؛ چون شما وقتی در یک کارگاه و صنعت کوچک یا یک کارخانۀ بزرگ، از یک‌سری تجهیزات استفاده می‌کنید، این تجهیزات یک هارمونیک به شبکۀ برق کشور وارد می‌کند که آسیب‌هایی در پی دارد و نباید بدون  قاعده این کارها را انجام داد. معمولاً هم توجیهاتی برای این کارها وجود دارد. تأمین‌کننده‌های منابع انرژی می‌گویند چون قیمت انرژی ارزان است هرکسی هرطور می‌خواهد استفاده می‌کند. از طرف دیگر، صنایع می‌گویند چون انرژی کیفیت و اطمینان ندارد، تولید ما با تهدید مواجه می‌شود و ما باید برای این تهدیدها فکری بکنیم. من شخصاً معتقدم اگر یک بخش نظارتی قوی در این زمینه وجود داشته باشد که بر تمام بخش‌های دولتی و غیردولتی نظارت هوشمندانه و دقیق داشته باشد، این مشکلات حل می‌شود. این را هم باید بگویم که من تفکیکی بین منافع شخصی، منافع شرکت، منافع جامعه و منافع کشور قائل نیستم؛ اصلاً مگر می‌شود در جامعه‌ای زندگی کنیم و آن‌چیزی که به‌عنوان منافع شخصی تعریف می‌کنیم، با منافع ملی در تضاد باشد؟! به جرأت می‌گویم هروقت با چنین پدیده‌ای برخورد کردید، بدانید پای منافع شخصی در میان نیست بلکه پای سوء‌استفادۀ شخصی در میان است! بنابراین، اگر نگاه مدیریت یک بنگاه خصوصی این باشد که من با اضافه کردن یک وسیلۀ سرمایشی، چه اثری در سود و زیان خودم و در جامعه و کشورم می‌گذارم، مشکلات ما در بخش انرژی بسیار کم می‌شود.

  • اما قبول کنید در زمینۀ انرژی نمی‌توانیم دست نگه داریم تا افراد به این درجه از مسئولیت‌پذیری برسند که منافع خودشان و بنگاه‌شان و منافع ملی‌شان را در یک راستا ببینند و بعد، از اتلاف انرژی جلوگیری کنند. برای جلوگیری آنی از اتلاف انرژی و ایجاد بهره‌وری در کوتاه‌مدت در شرکت مس چه برنامه‌ای دارید؟

راستش ما هم اعتقاد داریم رودخانۀ تولید جریان دارد. اصلاً چنین تفکری که تولید را متوقف کنیم تا دربارۀ انرژی تصمیم بگیریم، نشدنی است. ما به‌طور مقطعی هم برخی سیستم‌ها را شناخته و اصلاحاتی انجام داده‌ایم. اولین قدمی که برداشته شد، قبل از سال 1384 هم‌زمان با برنامۀ ایجاد مدیریت انرژی در شرکت‌ها شکل گرفت. در همان مقطع، در پست برق فعلیِ سرچشمه، یک تلفات توان راکتیو داشتیم که ناشی از وضعیت کانفیگوریشن شبکه بود. این مسأله از سال 1381 مطرح شده بود. همان موقع، تصمیم داشتند با نصب دو دستگاه ترانسفورماتور 132.20کیلوولت 80مگاولت‌آمپر، که حتی به «ایران ترانسفو» سفارش داده شده بود، مشکل را حل کنند. با بررسی‌های مدیریت انرژی شرکت، تغییر مسیر انرژی یعنی بسته شدن یک کلید از یک سمت و باز کردن کلید دیگری، به‌عنوان راه‌حل درست انتخاب شد و در دستور کار قرار گرفت. هرچند که همین کار ساده، یک‌سال طول کشید. علتش هم این بود که ابتدا زمانی صرف شد تا ضمن توضیح اجرایی بودن طرح پیشنهادی، مشکلات اجرایی طرح خرید ترانس به‌علاوه مسائل مالی و زمانی آن روشن شود. مهم‌تر این‌که در مقابل انجام طرح سادۀ این امور، ارکان مختلف وزارت نیرو را داشتیم؛ اول مقاومت شرکت برق منطقه‌ای و بعد همراهی شرکت توانیر با آن‌ها؛ به همین دلیل انجام این راه‌حل به‌ظاهر ساده خیلی سخت بود، ولی با یاری خدای متعال پس از یک‌سال‌ونیم، در نهایت موفق شدیم در جلسه‌ای در دفتر قائم‌مقام شرکت توانیر و ارائۀ توضیحات لازم، ابلاغ اجرای طرح پیشنهادی را دریافت کنیم. با اجرای این راهکار از سال 1384 به بعد، آن هزینۀ توان راکتیو از صورت‌حساب‌های برق سرچشمه حذف شد. مبلغ صرفه‌جویی‌شده از این محل تاکنون (با نرخ انرژی الکتریکی فعلی) بیش از 500 میلیارد تومان است که هرساله به آن اضافه می‌شود. 
یا مثلاً همکاران ما در مجتمع‌های مختلف در کنار پروسۀ تولید، کارهایی مثل تعویض الکتروموتورها به‌جای تعمیرات مستمر انجام می‌دهند، اما برای این‌که این کارها نتایج و سازمان‌دهی بهتری داشته باشد، قدم برداشتیم تا بخشی که در زمینۀ مدیریت انرژی کار می‌کند، ساختار یکپارچه‌ای پیدا کند و از موازی‌کاری‌ها و دوباره‌کاری‌ها جلوگیری کنیم. یکی از مهم‌ترین کارهایی که فکر می‌کنیم این یکپارچگی ایجاد خواهد کرد، انتقال تجربیات یک کارخانه به کارخانۀ دیگر و یک مجتمع به مجتمع دیگر است و وقتی قرار است این تجربه به‌صورت دانش منتقل شود، در یک بستر سازمان‌دهی‌شده بهتر منتقل می‌شود. همچنین، با پیگیری‌های کمیتۀ انرژی شرکت ملی صنایع مس ایران، امیدواریم با نگاهی که مدیریت ارشد شرکت در هدایت و بسترسازی کارگروه‌های مرتبط دارند و تعامل هرچه بیشتر با کمیته‌‌های انرژی مجتمع‌ها، بتوانیم با این رویکرد، عملکردی مناسب و مؤثرتر از گذشته داشته باشیم. اعضای این کمیته، مدیریت محترم عامل، یک‌نفر از اعضای محترم هیات مدیره، معاونین شرکت و مدیران مناطق و معاونین هستند. در این کمیته مسایل کلان انرژی رصد و دیده می‌شود و نتایج تمام کارهایی که همکاران انجام می‌دهند، به‌گونه‌ای منتقل می‌شود که تجربیات تدوین و منتقل شود. در این زمینه، اساس‌نامه‌ای تدوین شده و به تصویب هیأت‌مدیرۀ شرکت رسیده است. امیدواریم با ایجاد یکپارچگی، چشم‌انداز خوبی در تغییرات مدیریت، ممیزی و بهینه‌سازی انرژی در شرکت مس ببینیم و تا یکی‌دو سال آینده با تعامل هرچه بیشتر همکاران متعهد، این یکپارچگی، تغییر و تحولی در زمینۀ مدیریت انرژی در شرکت به‌وجود آورد که در سطح کشور، یک سروگردن بالاتر از شرکت‌های بزرگِ صنعتی دیگر باشیم.

  • آیا در حوزۀ بهره‌وری انرژی، شاخصی وجود دارد که براساس آن مشخص شود وضعیت شرکت ملی مس چگونه است؟

الان نرخ مصرف انرژی شرکت بر مس محتوا، حدود 65 گیگاژول بر تن است؛ بنابراین، به لحاظ آماری از نظر مصرف جایگاه نامطلوبی نداریم، اما من با کلماتی مثل استانداردِ مصرف انرژی مشکل دارم و نمی‌دانم چگونه این کلمات وارد این فرهنگ شده است!؟ مگر می‌شود برای یک فرایند تولیدی استاندارد مصرف مشخص کنیم؟! به‌طور مثال، آدم‌ها به‌طور معمول شبانه‌روز سه ‌وعده غذا می‌خوردند، اما شاید یکی پیدا شود دو وعده یا پنج وعده غذا بخورد؛ یعنی استاندارد این نیست که هر آدم روزانه سه‌ وعده غذا بخورد بلکه به‌طور معمول آدم‌ها سه وعده غذا می‌خوردند. موضوع شاخص مصرف انرژی هم همین‌گونه است و از یک‌سری عوامل تبعیت می‌کند. مثلاً شاخص مصرف انرژی در معدن سرچشمه A گیگاژول بر تن، اما در میدوک و سونگون، رقم دیگری است. ما براساس این شاخص‌ها نمی‌توانیم بگوییم سرچشمه رتبۀ یک، میدوک رتبۀ دو و مثلاً سونگون رتبۀ سه مصرف انرژی است. نگاه علمی این است که برای محاسبۀ انرژی معادن، تابعی داشته باشیم که در آن از هندسۀ معدن هم صحبت کرده باشیم. در یک معدن با طی مسافت 1200 متر، مادۀ معدنی را از نقطۀ A  به نقطۀ B می‌بریم و در معدن دیگر، این فاصله دو کیلومتر است؛ یعنی در 800 متر فاصلۀ اضافه‌تر درحالی‌که یک مقدار ماده جابه‌جا می‌شود انرژی بیشتری مصرف می‌شود؛ اگر عیار مادۀ معدنی در فاصلۀ طولانی‌تر کمتر باشد، در نگاه ساده و غیرتخصصی اندیس معدن با فاصلۀ جابه‌جایی کمتر عددی است به مراتب کوچکتر، که به مفهوم مصرف بهینۀ انرژی در این معدن نیست؛ یا مثلاً گاهی وارد معدنی می‌شویم که تجهیزات معدنی، برقی است و در معدنی، تجهیزات از سوخت‌های فسیلی استفاده می‌کنند که این هم باید در محاسبه لحاظ شود؛ چون تکنولوژی یکی از مهم‌ترین عوامل اثرگذار در مصرف انرژی است؛ ماشین‌آلات الکتریکی قیمت بیشتری دارند اما ماشین‌آلات هیدرولیکی چون سوخت‌های فسیلی استفاده می‌کنند، ارزان‌ترند و بنابراین، خیلی‌وقت‌ها شرکت‌ها سود کوتاه‌مدت را در نظر می‌گیرند و ماشین‌آلات هیدرولیکی را انتخاب می‌کنند؛ درحالی‌که معادن با شاول‌های الکتریکی نه‌تنها از اندیس انرژی کمتری برخوردارند، بلکه نرخ انرژی مصرفی آن‌ها به‌مراتب کمتر است.

  • و حرف آخر...

از وقتی که گذاشتید، تشکر می‌کنم و جا دارد از نگاهی که در مدیریت کلان شرکت وجود دارد نیز تقدیر کنم. این را بارها تکرار کرده‌ام که مقولۀ ممیزی انرژی در خیلی جاها در قالب یک ساختار و تشکیلات جدا تعریف می‌شود، اما واقعیت این است که همۀ کارها با انرژی انجام می‌شود و انرژی بخشی از پروسس است. اگر تمام کسانی که در شرکت مس صادقانه زحمت می‌کشند، ممیز مصرف انرژی هم باشند، اتفاق خوبی در شرکت خواهد افتاد. همین الان در خیلی از مجموعه‌ها و شرکت‌ها و حتی شرکت مس، تیمی را از بیرون دعوت می‌کنند که ممیزی را انجام دهد، اما واقعاً این زمینه در شرکت ملی صنایع مس ایران وجود دارد و یکی از ایده‌آل‌های من این است که همۀ کسانی که به‌نحوی از انرژی بهره‌مند می‌شوند، نگاه‌شان به مصرف انرژی، نگاه منافع ملی باشد تا هم منافع خودشان، هم منافع شرکت‌شان و از همه مهم‌تر منافع نسل آینده را محقق کنند.

قسمت اول گفت‌وگو را اینجا بخوانید

نام‌ :
ایمیل :
نمایش داده نمی‌شود
متن :
 
عضویت در خبرنامه
نام‌ و نام‌خانوادگی:
ایمیل :
مس پرستلگرام
به نظر شما سایت عصر‌مس‌آنلاین بهتر است بیشتر به چه مطالبی بپردازد؟