کد مطلب : ‌10909
تاب‌آوری چگونه مورد توجه اقتصادهای بزرگ جهان قرار گرفت

جهان تغییرات؛ جهان تاب‌آور

شوک و مخاطره مفهوم کلیدی تاب‌آوری، فرزند تغییرات اجتماعی، انقلاب‌ها، ادغام بازارهای بین‌المللی، رشد تجارت و تغییر ماهوی آن در قرن نوزدهم و بیستم جوامع انسانی است. در این‌جا می‌کوشیم از میان رخدادهای نیم‌قرن گذشته، ردپای تولد تاب‌آوری را پیدا کنیم.

جهان، سال 2015 را با ترس از مخاطرات غیرقابل پیش‌بینی آغاز کرد؛ ترس از روی کار آمدن رهبران نارکارآمد، ترس از فجایع طبیعی قریب‌الوقوع، ترس از بیمارهای ناشناخته، ترس از تغییر اقلیم و هزاران ترس دیگر. سال 2015 نقطه‌ایی در تاریخ بشر بود که در آن نه تنها ترس‌ها و مخاطرات به رسمیت شناخته شد بلکه بسیاری از دانشمندان و سازمان‌ها اعتراف کردند که در مورد این مخاطرات تقریبا هیچ تصوری ندارند و نمی‌دانند وسعت تخریب آن‌ها چقدر است.
همین ترس‌ها پای کلمه‌ایی به نام Resilience (تاب‌آوری) را به میدان چندین گزارش، اجلاس، توافق‌نامه و تعهدنامه بین‌المللی مانند گزارش 2014 توسعه جهانی بانک جهانی، گزارش 2014 توسعه انسانی سازمان ملل، اجلاس 2013 داووس، سند استراتژی رشد 2010 تا 2020 اتحادیه اروپا و گزارش 2013 ریسک جهانی مجمع جهانی اقتصاد کشاند و در سال 2015 زمینه را برای توافق‌های بزرگ در اجلاس‌هایی مانند سندای (Sendai)  و کنفرانس سازمان ملل در مورد تغییر اقلیم 2020 (پاریس) باز کرد.
در این‌جا به‌دنبال نتایج این اجلاس‌ها و توافق‌نامه‌ها نیستیم بلکه کوشش می‌کنیم از میان رخدادهای نیم قرن گذشته ردپای تولد تاب‌آوری را پیدا کنیم و متوجه شویم چگونه این واژه از جهان طبیعت و زیست‌شناسی وارد جوامع بشری و به بزرگ‌ترین دغدغه سازمانی ابتدای قرن اخیر تبدیل شد.

شکارچی در دام شکار
همه چیز از داستان قدیمی شکار و شکارچی شروع شد؛ زمانی‌که سه دانشمند آمریکایی به نام‌های موریس، لوانتین و رزنزویگ در مطالعات جمعیت‌شناسی خود در میانه دهه 80 میلادی در یک مقاله جنجالی به عملکرد رابطه تغییرات جمعیتی شکار و شکارچی بر اساس نظریه‌های ثبات  اکولوژیکی پرداختند. در این مقاله تاب‌آوری (Resilience) و ثبات سیستم‌های زیست‌محیطی در برابر تغییرات محیطی مورد بررسی قرار گرفت و ارتباط آن‌ها با فرآیندهای اکولوژیک، رویدادهای تصادفی، اختلال و ناهمگونی مطالعه شد. در نهایت گروه به این نتیجه رسید که قابلیت تاب‌آوری سیستم‌های اکولوژیک و تنوع راهکارها که رویدادهای تصادفی و اختلال‌ها زیست‌محیطی برای آن‌ها به وجود آورده است یک ظرفیت جدید پایداری روابط شکار و شکارچی و ثبات زیستی را خلق کرده است. بعدها این تحقیقات با این پرسش که «آیا با یک مدیریت عالی و از بالا در اکوسیستم مواجه هستیم؟» ادامه پیدا کرد. نتیجه تحقیقات دوم نشان داد که اختلال و ناهمگونی اوضاع را به‌طور کامل تغییر می‌دهد اما با اعمال شوک و مخاطره جمعیت‌ها را متعادل می‌کند.
این تنها قسمتی از مسیر پیچیده‌ایی بود که علم باید می‌پیمود تا از رابطه جوامع و مخاطرات محیطی سر در بیاورد. حوزه تحقیقات تاب‌آوری در علم زیست‌شناسی سابقه‌ایی طولانی دارد و از این نظر تنها علم فیزیک است که به پای این سابقه می‌رسد. در طول دهه‌های گذشته زیست‌شناسان نشان داده‌اند که چطور با استفاده از نظریه‌های تئوری اجتماعی و عمل تجربی، ساختارهای زیست‌بوم‌ها را تجزیه و تحلیل می‌کنند و به نتایج شگفت‌آوری می‌رسند. رفتارهای که به رفتارهای جوامع، موسسات و نهادهای بشری بسیار نزدیک است.
نتایج تحقیقات زیست‌شناسی تاب‌آوری اولین دستاوردهای علمی نیم اخیر در مورد تاب‌آوری سیستمی در جوامع به حساب می‌‌آید و از این نظر پیشقدم است. در تحقیقات زیست‌شناسی تاب‌آوری، تفاوت‌های شدید میان مرزهای تعادل، فرماندهی و کنترل بیش‌ از گذشته نشان داده شد و استراتژی‌هایی که هدف آن کنترل تغییرات بیرونی است را به چالش کشید.

راه‌حل‌های طبیعی تاب‌آوری
در تحقیقات زیست‌شناسی دهه 80 میلادی مشخص شد استراتژی‌ها اکولوژیک با شیوه‌های متفاوت با مخاطرات (مثل خشکسالی یا هجوم آفات) بیرونی مقابله می‌کنند. آن‌ها برای حل مشکل دستیابی به منابع در کوتاه‌مدت، کاهش عملکردها را در دستور کار خود قرار می‌دهند. کاری که معمولا شرکت‌ها و موسسات مالی هم از آن استفاده می‌کنند. تعدیل نیروها مهم‌ترین خاصیت مشترک میان این سیستم به حساب می‌آید اما تفاوت در آن است که سیستم‌های طبیعی معمولاً به عنوان تاکتیکی کوتاه‌مدت از آن استفاده می‌کنند اما موسسات و نهادی‌های انسانی آن را امری بدیهی و آخرین راه‌حل می‌دانند.
این شیوه در طبیعت اکثرا موفقیت‌آمیز نیست. موفقیت در کنترل یک متغیر بیرونی که اغلب نوسان دارد منجر به تغییر در متغیرهایی دیگر مانند مواد غذایی و پویایی می‌شود. بنابراین دیر یا زود سیستم دچار چند مشکل متفاوت از جناح‌های متفاوت می‌شود و مانند لشکری محاصره شده از پشت و کنارین ضربه می‌خورد. به همین دلیل سیستم‌های اکولوژیک در مواجه میان‌مدت بسته به مخاطرات خود را تغییر می‌دهند و به این ترتیب به شکلی متفاوت دوباره به اکوسیستم بازمی‌گردند. به این معنی در علم زیست‌شناسی مخاطرات زمینه‌ایی برای تغییرات عمدتاً مثبت به نفع اکوسیستم تازه متولد است. این رفتار اکوسیستم‌ها را قدرتمندتر و تطبیق‌پذیرتر از گذشته به دنیای نو بازمی‌گرداند و انتخابی طبیعی در جهت تکامل برای آن‌ها ایجاد می‌کند.
مهندسی تاب‌آوری و ترس از مرگ
شیوه تاب‌آوری زیست‌شناسانه عملکردی کاملا متفاوت با تاب‌آوری در فیزیک و مهندسی دارد. تاب‌آوری در فیزیک روی رفتار و تعادل پایدار تمرکز می‌کند. بنابراین تاب‌آوری در آن به وضعیتی گفته می‌شود که سیستم پس از اختلال یا مواجه با مخاطره به حالت ایستا بازگردد. پیمم، فیزیکدان حوزه تاب‌آوری مواد اعتقاد دارد تاب‌آوری مهندسی به‌معنی: «چگونگی تغییر سریع و جابه‌جایی از تعادل و بازگشت به وضعیت گذشته است». بنابراین تعاریف فیزیک از علم تاب‌آوری عمیقاً با تعاریف زیست‌شناسی متفاوت است و عملاً  در جوامع انسانی قابل فهم نیست. این تعریف تنها در مورد رفتار یک سیستم خطی یا رفتار یک سیستم غیرخطی در دوری یا نزدیکی از تعادل پایدار قابل فهم است. بنابراین در مهندسی تاب‌آوری بر حفظ کارآیی، عملکرد و ثبات سیستم تمرکز می‌شود.
اما اینجا یک تفاوت بزرگ وجود دارد که اکثر سازمان‌ها و جوامع انسانی از آن در هراس هستند و آن اینکه در مواجهه با مخاطره جامعه از بین برود و به کلی در مسیر نابودی قرار گیرد. این مفهوم را علم فیزیک به‌مراتب بهتر از زیست‌شناسی می‌تواند توضیح دهد و برای پیشگیری از آن راه‌حل تجویز کند. درحالی‌که زیست‌شناس تطبیق‌پذیری را مهم‌ترین شاخصه تاب‌آوری می‌دانند، فیزیک‌دانان به دنبال مقاومت‌ها هستند. مقاومت‌های که تضمین می‌دهد در برابر انواع مخاطرات قابل اندازه‌گیری ایمن باشیم. در بسیاری مواقع مقاومت در محیط‌زیست در شرایطی مطرح می‌شودکه زمان لازم برای بازگشت و بازیابی وجود ندارد. به عنوان مثال پس از فاجعه مرگ (سفید شدن مرجان‌ها) نظریه اکوسیستم تاب‌آور و متغییر یک شوخی بیش‌تر نیست. از سوی دیگر اما به گفته زیست‌شناسان بسیاری از مخاطرات طبیعی در دهه‌های اخیر اصلاً قابل پیش‌بینی و اندازه‌گیری نبوده‌اند.
همین تفاوت دیدگاه و خلق مخاطرات غیرقابل کنترل و اندازه‌گیری منجر به خلق تفکر جدید ترکیبی برای مقاومت و تطبیق‌پذیری شد. تفکری که از ترکیب دیدگاه علم فیزیک و زیست‌شناسی به تاب‌آوری و مخاطرات به‌وجود آمد.

تولد تحقیقات میان‌رشته‌ای
تولد دوباره دیدگاه‌های زیست‌محیطی تاب‌آوری در اوایل دهه 1990 در موسسه Beijer مطرح شد. در مطالعات این موسسه بر ضرورت مطالعات بین‌رشته‌ای در مورد تنوع زیستی سیستم‌های اکوسیستمی و موسسات مالی با در نظر گرفتن رشد اقتصادی تاکید شد. موسسه Beijer، دانشگاه فلوریدا و مجله Ecology  برنامه تحقیقاتی که بعداً به شکل‌گیری مفهوم «تاب‌آوری در موسسات مالی و صنعتی» نام‌گذاری شد را پایه‌گذاری کردند. این مثلث تحقیقاتی-مالی، کنسرسیومی از گروه‌ها و موسسات تحقیقاتی به‌دنبال کشف پویایی اجتماعی-اکولوژیکی سیستم‌های مالی و خلق علم میان‌رشته‌ایی و یکپارچه‌ایی با استفاده از مفهوم تاب‌آوری به عنوان یک چارچوب کلی بودند. براساس تحقیقات آن‌‌ها جوامع انسانی توانایی زیادی برای خلق تغییر و انطباق دارند اما برای این انطباق باید به شیوه اجتماعی عمل کنند و نه شیوه‌های کسب‌وکار و سرمایه‌دارانه معمول. در این تحقیقات این هراس وجود داشت که چنین دیدگاه‌هایی هزینه‌های زیادی برای تغییرات اجتماعی به جامعه وارد می‌کند. در حقیقت ممکن است تصور جامعه‌ تاب‌آور و تغییرپذیر در برابر مخاطرات نقطه شکست در تاب‌آوری جوامع باشد. برای مثال تمرکز سال‌های اخیر روی تاب‌آوری محیط‌زیست ‌به‌عنوان یک مبنای تصمیم‌گیری برای ساختن پایداری منجر به بیش از حد قوی انگاشتن محیط‌زیست شده است. با این تصور برخی شرکت‌ها با اجرای چند برنامه توسعه‌ایی زیست‌بوم خود را ایمن می‌دانند و نگاه پروژه‌ایی و اقتصادی به آن دارند. ارزش این تحقیقات به آن بود که زمینه را برای توسعه گفتمان‌های بین‌رشته‌ایی برای تحلیل تاب‌آوری و استفاده آن در نهادها و جوامع انسانی به‌وجود آورد.
پس از آن تلاش‌های زیادی برای تحقیقات روی تاب‌آوری سیستم‌های اجتماعی-زیست‌محیطی صورت گرفت. برای مثال تاب‌آوری در مخاطراتی چون ارتباطات انسانی در جوامع ساحلی، قحطی و ارزیابی از آسیب‌پذیری سیستم‌های غذایی، آسیب‌پذیری حومه شهری و شناخت و تقویت تاب‌آوری الگوهای مهاجرت. کار به جایی رسیده که ردمن و کینزیگ، دو دانشمند امریکایی روی دوره‌های تغییر و تاب‌آوری تخریب زمین در زمان باستان تحقیقات جامعی انجام دادند. در این تحقیقات مشخص شد تعامل بین دوره‌های تغییرات تدریجی و دوره‌های تغییر سریع نوعی سازگاری در «ظرفیت تغییر شکل» در جوامع انسانی به‌وجود آورده است. به این معنی که این فشارها آن‌ها را برای تغییرات تاب‌آوری نه تنها در آن مقطع زمانی که برای دوره‌های مختلف آماده کرده است و نوعی «روحیه ساختاری تاب‌آوری» در جوامع باستانی به‌وجود آورده است. این محققان دینامیک اجتماعی را در چارچوب تغییرات و تاب‌آوری تعریف کردند و آن را به صعود و سقوط تمدن‌های باستانی مربوط دانستند.

تغییرات اجتماعی و تاب‌آوری
شوک و مخاطره مفهوم کلیدی تاب‌آوری، فرزند تغییرات اجتماعی، انقلاب‌ها، ادغام بازارهای بین‌المللی، رشد تجارت و تغییر ماهوی آن در قرن نوزدهم و بیستم جوامع انسانی است. زمانی که یک موج جهانی جدید رخ می‌دهد، فرآیند جهانی بازسازی اقتصادی به وجود می‌آید که موجب تغییرات سریع و وارد شدن شوک به سیستم‌های اقتصادی می‌شود. همین موضوع زمینه تغییرات اجتماعی و خلق مخاطرات و شوک‌ها را به وجود می‌آورد. شوک‌هایی که ممکن است در هرجای جهان برای هر سیستم اقتصادی رخ دهد و تاثیر مستقیم به اقتصاد به هم پیوسته جهانی بگذارد. تاثیر بازارهای مالی جنوب شرق آسیا، فروپاشی بازار وام مسکن در جنوب ایالات متحده، بحران اقتصادی در اروپای غربی همگی مانند بند تسبیح بهم متصل هستند و بحران‌های پایان ناپذیری و غیرقابل کنترلی را برای اقتصاد جهانی ایجاد می‌کنند. بحران‌هایی که جامعه علمی در سال 2008 با وجود اقتصاد جهانی بهم پیوسته و هزاران سازمان کنترلی مانند بانک جهانی آن را اجتناب‌ناپذیر دانست. در طی آنچه «The Glory Of Thirty» نامیده شده؛ سال‌های بین پایان جنگ جهانی دوم و بحران نفتی 1974 رخ داد؛ رشد اقتصادی در کشورهای صنعتی آنچنان بود که هیچ‌کس گمان نمی‌کرد سامانه‌های اقتصادی به‌راحتی و طی یک بحران اقتصادی فروبپاشد.
نزدیک‌ترین رخداد تغییرات و شوک‌های اجتماعی در رکود اقتصادی پس از سال 2008 به‌وضوح نمایانگر شد. پس از این شوک دولت‌ها مجبور شدند بسته‌های ریاضتی را تحمیل کنند و منابع به‌طور مرتب به‌منظور نجات بانک‌های شکست خورده مورد استفاده قرار گرفت. مفهوم تاب‌آوری در همین‌جا بود که به موضوعی جهانی بدل شد اما پیش از آن در مجامع علمی الگوهای نظریش ساخته شده بود.

رشد اقتصادی و روان‌شناسی اجتماعی
اولین مفاهیم تاب‌آوری براساس فقدان رشد اقتصادی ایجاد می‌شود یعنی زمانی که جامعه احساس می‌کند در امنیت کامل به سر می‌برد بیشترین آسیب‌پذیری را در برابر اخبار شکست دارد. روان‌شناسی اجتماعی در این بخش تعیین‌کننده است. این علم به‌خوبی نشان داده که چگونه جامعه در کوتاه‌ترین زمان ممکن از حس لذت و خوش‌گذرانی به حس ترس و مرگ می‌رسد. همین امر  باعث می‌شود که جامعه مورد تهدید قدرت تطبیق‌پذیری و تاب‌آوری خود را از دست بدهد. بحث‌های عمومی و انتقادی در مورد رشد اقتصادی در اواخر دهه1960 و اوایل دهه 1970 با انتشار مقاله باشگاه رم (Limits to Growth Meadows) در سال 1972 آغاز شد. این گزارش منجر به پرسش اساسی در مورد مبانی جامعه صنعتی در مورد محدودیت‌های بیوفیزیکی زمین و رشد جمعیتی بود. پرسش اساسی گزارش این بود که «با توجه به محدودیت‌های زیست‌محیطی و بیوفیزیکی زمین آیا اساساً مفهوم رشد اقتصادی منطقی است؟» این گزارش با پیشنهاد مفهومی به نام «رشد صفر» به پایان می‌رسید که به نوعی برای آن زمان هولناک بود! این گزارش موضوع بحث بسیار زیادی در میان محققان دسته راستی، چپی و جهان سومی بود اما به همه یادآوری کرد که رشد به تولید مواد غیرقابل تجدید بستگی دارد.
پس از به فراموشی سپردن این مقاله در همان سال‌های انتشار دوباره در سال 2012 پس از موج ناامیدی پس از بحران اقتصادی و ترس از پایان جهان مورد توجه قرار گرفت. همچنین در آن زمان، آثار اقتصاددان رومانیایی، نیکلاس جورجسو روژن، نشان داد که چگونه ترمودینامیک و قوانین موجودات زنده از اقتصاد و جامعه جدا نیست و رشد مواد به دلیل عدم برگشت‌پذیری تبدیل انرژی به ماده، بی‌ثبات است و حتی با بازیافت، هیچ فرآیند فنی قادر به از بین بردن جنبه‌های آنتروپی استخراج و تبدیل منابع نیست، زیرا جوامع صنعتی تزریق  غول‌آسا از انرژی آلاینده و غیر قابل تجدید را جذب می‌کنند. همه این موارد ترس‌های ابتدای قرن اخیر بود که زمینه‌های خلق تاب‌آوری بود. هنگامی که مشخص شد که محدودیت‌های ژئوفیزیک می‌تواند رشد را متوقف کند، مفاهیم توسعه پایدار به میدان آمدند و دانشمندان به دنبال راه‌های پایدار رفتند. گزارش Brundtland در سال 1987 این بود که آینده مشترک ما، حمایت از «رشد پاک» است که پایداری زیست‌محیطی، توسعه و عدالت اجتماعی را در همزمان تضمین کند. این پیشنهاد ستون فقرات نشست سران کشورهای جهان در سال 1992 ریودوژانیرو بود.
جهانی شدن اقتصادی و ادغام بازارهای جهانی کشورهای جهان را مجبور کرده خود را با نظام‌هایی مالی‌ایی تطبیق دهند که محلی نیست و بیش‌تر یک الگوی جهانی است. بسیاری از دولت‌ها هم توانایی یا تمایلی برای این تطبیق اقتصادی و پیدا کردن راه‌های محلی ندارند؛ بنابراین، ما به روزی مانند عصر جدید می‌رسیم که وقوع بحران‌ها و شوک‌های اقتصادی در عموم سازمان‌ها در جهانی به امری روزمره و طبیعی تبدیل می‌شود. جدای از این اقتصاد جهانی با سه مفهوم نوین توسعه پایدار، عدالت اجتماعی و پایداری سیاره مواجه است که باید از آن‌ها پاسداری کند. مفاهیمی که رویکردهای عملیاتی چون «اقتصاد سبز» و «رشد سبز» را به‌وجود آورده‌اند. تجربه رشد نجومی اقتصاد در سال 2000 و ضربه ناگهانی 8 سال پس از آن به نوعی همه را ناامید کرد که آینده‌ بدون بحران اقتصادی قابل دست‌یابی نیست. پس بهتر است به‌جای کلان‌نگری و نگاه به اقتصاد بیرونی به درون جوامع و سازمان‌ها بازگردیم و آن‌ها را آماده مواجه کنیم.

انفجار تاب‌آوری
در سال‌های پس از 2008 انفجاری در مفهوم تاب‌آوری رخ داد. رشد استفاده از اصطلاح «تاب آوری» طی 15سال از 2000 تا 2015 بیش از 9 برابر شد. اهمیت «تاب آوری» تا آنجا افزایش یافت که تبدیل به موضوع اصلی سه توافق‌نامه جهانی شد و عملا به دغدغه جهانی بدل گشت؛ سندای کاهش ریسک حوادث طبیعی، اهداف توسعه پایدار، و توافق پاریس در مورد تغییر اقلیم.
مهم‌ترین دلیل این موضوع را می‌توان مخاطرات پشت سر هم طبیعی، سیاسی و مالی در طول سال 2000 به بعد دانست. قرنی که در آن با فاجعه و ترس استعاری شروع شد و جامعه‌ غرب را که برای مدت‌ها غرق در لذت رشد اقتصادی دهه 90 بود، هراساند. همان‌طور که پیش‌تر گفته شد، نظریات روانشناسی اجتماعی وضعیت روانی جامعه جهانی در ابتدای قرن را بیش از همیشه آماده خلق یک الگوی تکرار شونده در فروپاشی بهشت و هبوط می‌دید. شاید این به‌دلیل تجربه‌های تاریخی و اسطوره‌ایی در ناخودآگاه جوامع شکل گرفته بود یا اینکه رسانه‌ها و هالیوود برای فروش بیشتر آن را از هیچ خلق کرده بودند. هرکدام را که قبول کنیم ناچار خواهیم بود بپذیریم که جامعه انسانی آماده انفجار بی اعتمادی بود. مانند انبار پر از شیشه که در انتظار پرتاب سنگی کوچک است.

پذیرش جهانی تاب‌آوری
یکی از کسانی که این سنگ کوچک و آن انبار بزرگ شیشه را دید، یوسی شفی، استاد مهندسی موسسه فناوری ماساچوست (MIT) و متخصص در بهینه‌سازی سیستم، تحلیل ریسک و مدیریت زنجیره تامین بود. او 4 کتاب جهانی نوشته که 2 مورد آن کتاب‌های اصلی حوزه «تاب‌آوری» به حساب می‌آیند؛ سازمان تاب‌آور: غلبه بر مخاطرات در مسابقه رقابت و قدرت ‌تاب‌آوری: چگونه بهترین شرکت را در دوران مخاطره مدیریت کنیم.
مجله وال استریت، در بازبینی کتاب « سازمان تاب‌آور: غلبه بر مخاطرات در مسابقه رقابت» گفت که این کتاب : «تجزیه و تحلیل به موقع یک موضوع مهم و اغلب نادیده گرفته شده از استراتژی کسب‌وکار است. شفی در این کتاب استدلال می کند که کنترل بحران می‌تواند یک مزیت رقابتی برای شرکت‌ها ایجاد کند.» این کتاب توسط Financial Times به‌عنوان یکی از بهترین کتاب‌های کسب‌وکار سال 2005 انتخاب شده است. این مجله نوشت: «شفی، به مدیران نشان داد که چگونه می‌تواند تاب‌آوری  در تمامی زمینه‌های کسب و کار خود ایجاد کنند.» شفی در کتاب‌های خودش دیدگاه خود را در مورد آنچه که شرکت‌ها باید برای تقلید از سازمان‌های موفق مانند Wal-Mart  و Home Depot انجام دهند، عنوان کرده است. شرکت‌هایی که در بلایای طبیعی خوب عمل کردند. او اعتقاد دارد راز شرکت‌های که در مخاطرات، تاب‌آوری خوبی از خود نشان می‌دهند در ارتباطات آن‌ها است.  او در کتاب گفته: «من متوجه شدم که شرکت‌های تاب‌آور وسواس زیادی روی ارتباط دارند و حتی با وسواس این ارتباط را برقرار می‌کنند.» او در سال 2009 در مصاحبه‌ایی با MIT Sloan، گفت: «اقتصاد‌هایی که در کوتاه مدت به محیط‌زیست اهمیت می‌دهند طی 2 تا 3 سال آینده به شدت تحت تأثیر بحران مالی قرار خواهند گرفت، بنابراین من واقعا تردید دارم که در این موارد به صراحت صحبت کنم و حتی فراتر از آن بروم چون هر تصمیم‌گیری  در این شرکت‌ها نیازمند  دلیلی اقتصادی است و باید برای آن توجیه اقتصادی متعارف وجود داشته باشد.»
شفی در کتاب سازمان تاب‌آور تحلیل کرده که چگونه اختلال‌ها و مخاطرات می‌توانند بر چگونگی سرمایه‌گذاری در تاب‌آوری تاثیر بگذارند و آن را به یک مزیت رقابتی برای کسب‌وکار بدل کنند. او سعی کرده در این کتاب از مسیرهای مختلف تاب‌آوری را به یک مفهوم با ارزش افزوده بالا تبدیل کند و این واقعیت را نشان دهد که تاب‌آوری فراتر از یک ضرورت، یک سودآوری مالی محسوب می‌شود.
این تلاش‌ها در سال‌های پس از 2010 منجر به پذیرش تاب‌آوری در مجامع اقتصادی و مالی جهانی شده است. سازمان‌های تجاری مانند شورای رقابت‌پذیری، در تعاریف جدید خود قابلیت تاب‌آوری را بخشی از رقابت اقتصادی دانسته و آن را به امنیت متصل سازمانی متصل کرده‌اند. در سال 2010 یکی از موسسات سنجش تغییرات در آمریکا، نیاز به تاب‌آوری زنجیره شبکه برق ایالات متحده در برابر اختلالات که می‌تواند اقتصاد ایالات متحده را تخریب کند، آن‌چنان برجسته کرد که اصلاحات گسترده در این بخش صورت گرفت. به همین ترتیب بسیاری از شرکت‌ها در حال پیاده‌سازی قابلیت‌های تاب‌آوری و تداوم کسب‌وکار و به اشتراک‌گذاری بهترین شیوه‌ها برای اجرایی کردن پروسه تاب‌آوری و تاب‌آور ماندن در سازمان خود کرده‌اند. طوفان کاترینا نشان داد که همه رویدادهای فاجعه‌بار قابل پیشگیری نیست و تمرکز بر پاسخ و بازیابی نیازی حیاتی است.
اعضای کنگره ایالات متحده نیز تاب‌آوری را به‌عنوان ضرورتی انکارناپذیر در سازمان‌های بزرگ اقتصادی بپذیرفتند. بنی تامپسون (D-MS)، رئیس کمیته امنیت Homeland of the United States، در ماه مه 2008 «کمیته تاب‌آوری» را در کنگره آمریکا راه‌اندازی کرد. این کمیته شامل کمیته‌های فرعی برای بررسی نقاط خطر، افزایش دانش نسبت به مخاطرات و سیستم‌های بازیابی و مدیریت تاب‌آور است. کار به جایی رسید که در دوره اوباما، رئیس‌جمهور سابق ایالات متحده امریکا، وزرات خارجه این کشور تاب‌آوری را جزو جدایی‌ناپذیر سیاست امنیت کشور شناخت و برای آن پروتکل‌های جامعی تدوین کرد. مروری بر امنیت چهارساله، عنوان پروتکل داخلی است که توسط وزارت امنیت داخلی آمریکا در فوریه 2010 منتشر شد، سرفصل‌های و ماموریت اصلی آن اجرایی کردن تاب‌آوری در سازمان‌های دولتی داخلی ایالات متحده است. خطر تروریسم سایبری و سایر تهدیدات زیرساخت‌های حیاتی، نگرانی‌های ایجاد کرده که ضرورت تاب‌آوری جهانی را بیش از گذشته گوشزد می‌کند. در 31 مارس 2011، رئیس جمهور سابق آمریکا، باراک اوباما فرمان دیگری صادر کرد که به وزیر وزارت امنیت داخلی برای ایجاد یک سیستم آمادگی ملی با هدف تقویت امنیت و تاب‌آوری ایالات متحده از طریق تهیه سیستماتیک برای تهدیدات که بیش‌ترین خطر امنیت ملی را شامل می‌شود، از جمله اعمال تروریستی، حملات سایبری، بیماری‌های همه‌گیر و بلایای طبیعی فاجعه بار اختیار عمل می‌داد. این دستورالعمل، قابلیت تاب‌آوری  را «توانایی انطباق با شرایط در حال تغییر و مقاومت در برابر وقوع ناامنی ناشی از شرایط اضطراری» نامیدند. مشاوران مدیریت پیشرو در دولت‌های استرالیا و  بریتانیا بر این باورند که تاب‌آوری سازمانی پیامدهای مهمی برای موفقیت در موقعیت‌های رقابتی و سودآوری دارد. در حقیقت این سیستم‌های دولتی با تفکری سرمایه‌دارانه به دنبال اجرایی کردن تاب‌آوری برای برتری سازمانی در معادلات و ارتباطات جهانی هستند.

نتیجه‌گیری
در طی سال‌های گذشته، رهبران و مدیران سازمان‌ها و نهادهای اجتماعی و اقتصادی به این موضوع آگاه شده‌اند که هر روز بیش‌تر از گذشته درگیر مخاطرات پیش‌بینی نشده و غیرقابل اندازه‌گیری هستند. مخاطراتی که از لحاظ فیزیکی مقاومت در برابر آن‌ها نیازمند شناخت‌شان است اما این شناخت به‌دست نیامده چون پدیده تازه ظهور یافته در ابعاد نوینی ظهور کرده که پیش از این تصور آن نمی‌رفت. برای مثال تولد طوفان‌ها، زلزله‌ها، خشکسالی‌ها و گرمایشی با درجه شدت بالاتر از متعارف که به‌صورت مدرن ثبت نشده و تبعات تنها در سطح حدس و گمان است. از این مخاطرات بدتر، شوک‌های نوینی است که اصلا پیش از این وجود نداشته‌اند. مخاطرات نوینی چون اختلالات تکنولوژیک، تحولات نظارتی، شوک‌های ژئوپولتیک، انحراف‌زدایی صنعت و عدم تعهدات، تغییرات ناگهانی در سلیقه مصرف‌کنندگان و انبوه رقبای غیرمتعارف. با توجه به این اتفاقات اعتقاد عمومی در میان مدیران و رهبران جهان این‌گونه شکل گرفته که نیازمند شرکت‌هایی هستند که بتواند از پس پیچیدگی‌ها دنیای امروز فارغ از شناخت دقیق تهدیدات، شوک‌ها و مخاطرات برآیند. به زبان ساده آن‌ها نیازمند سازمانی هستند که برای به‌دست آوردن موفقیت بیش از آن‌که به حریف‌های بیرونی خود بیاندیشد، ساختارهای درونی، ضعف‌ها و قوت‌های خود را بشناسد و برای در امان ماندن آن‌ها و رشدشان تلاش کند. 
این رهبران اعتقاد دارند نتیجه گرفتن از تاب‌آوری به معنی جلوگیری از بحران یا عقب‌نشینی از یک شکست نیست. تاب‌آوری پیش‌بینی و سازگاری مداوم با روندها و رویدادها است. روندهایی که می‌توانند به‌طور دائمی قدرت کسب درآمد را مختل کند. امروزه وقتی از تاب‌آوری صحبت می‌کنیم از افزایش ظرفیت پیش از آشکار شدن تغییرات، بحران‌ها و مخاطرات حرف میزنیم؛ از باز کردن راه‌های جدید برای شناخت بیش‌تر سازمان، از ساختن جهان‌های موازی و تجربه بی‌نهایت سازماندهی، از زنده ماندن و رشد کردن در هر شرایطی.
 

* این مقاله در شماره اول نشریه «تاب‌آوری» ضمیمه اقتصاد مقاومتی مجله «عصرمس» منتشر شده است.

در این زمینه بیشتر بخوانید:

شرکت مس و اکسیرِ تاب‌آوری

یک واکسیناسیون اثربخش

مسئولیت اجتماعی کلید تاب‌آوری است

نام‌ :
ایمیل :
نمایش داده نمی‌شود
متن :
 
عضویت در خبرنامه
نام‌ و نام‌خانوادگی:
ایمیل :
مس پرستلگرام
به نظر شما سایت عصر‌مس‌آنلاین بهتر است بیشتر به چه مطالبی بپردازد؟