کد مطلب : ‌10924
بررسی مدل کارآفرینی یک بانک در زمینه کسب‌وکارهای اجتماعی

کسب‌وکار اقتصادی، درمان اجتماعی

مدل‌های کسب‌وکار جدید تلاش می‌کنند در کنار تولید کالا و خدمات، معضلات اجتماعی را نیز حل کنند. یکی از بانک‌های کشور مدل کارآفرینی اجتماعی را پیاده کرده است. نشریه «تاب‌آوری» در گزارشی به بررسی این مدل و اثرات آن بر تاب‌آور شدن اقتصاد پرداخته است.

شرح تصویر: کانون پوشاک خانه توسعۀ گلباف؛ راهبر کانون در حال هم‌اندیشی با فعالان

امروزه مدل‌های کسب‌وکار گوناگونی طراحی شده‌اند؛ در بعضی از این مدل‌ها، در کنار این‌که تولیدکنندگان کالا و خدمات می‌توانند درآمد کسب کنند، معضلات اجتماعی مانند فقر، بیکاری، طلاق و... نیز از بین می‌روند که به این مدل‌های کسب‌وکار، کسب‌وکار اجتماعی می‌گویند. کسب‌وکارهای اجتماعی با تمرکز بر اهداف اجتماعی خلق شده‌اند، تا همان‌گونه که تلاش می‌کنند مسائل اجتماعی را رفع کنند، با همان میزان تمرکز، برای کنش‌گران اجتماعی درآمدزایی کنند؛ درآمدی که درنهایت قرار است در چرخۀ حل مسائل و معضلات اجتماعی قرار گیرد.

اولین بار فردی به اسم «محمد یونس»، در بنگلادش، تلاش کرد تا با پرداخت وام‌های خُرد به مردم فقیر، آن‌ها را از چنگال فقر نجات دهد و برایشان امکانی به‌وجود بیاورد که با وام‌های خُرد، کسب‌وکاری راه بیندازند و از طرفی وامی که گرفته بودند را تسویه کنند. «محمد یونس»، چنان در این کار موفق شد که جایزۀ نوبل را از آن خود کرد؛ الگویی که امروز توسط برخی مؤسسات ایرانی نیز مورد استفاده قرار گرفته تا معضلات اجتماعی را حل کند و منجر به توسعه شود.

ماجرای یک بانک قرض‌الحسنه

در ایران بانک قرض‌الحسنۀ رسالت که در ابتدا یک مؤسسۀ مالی بود، تصمیم گرفت برای استفادۀ تعداد بیش‌تری از مردم از تسهیلات، وام‌های خُرد را راه‌اندازی کند و چون یک بانک قرض‌الحسنه بود، در ازای پرداخت وام به مشتریانش، از آن‌ها سودی نگیرد. «هامون طهماسبی»، پژوهشگر حوزۀ توسعۀ پایدار و عضو پژوهشکدۀ سیاست‌گذاری علم، فناوری و صنعت دانشگاه صنعتی شریف، دربارۀ شیوۀ کار بانک قرض‌الحسنۀ رسالت می‌گوید: «این بانک بر قرض‌الحسنه بودن تأکید دارد؛ حتی اگر از کارکنانش کسی کلمۀ قرض‌الحسنه را جا بیندازد، جریمه می‌شود، اگر مدیران چنین خطایی بکنند، جریمۀ سنگین‌تری می‌پردازند و دلیل هم این است که این بانک، قرض‌الحسنه بودن را بخشی از هویت خود می‌داند.
طهماسبی، دربارۀ داستان شکل‌گیری بانک می‌گوید: «خاستگاه این بانک به حدود  20 سال پیش در کرمان برمی‌گردد. در ابتدا یک مؤسسۀ قرض‌الحسنۀ معمولی بود، مثل خیلی از مؤسسات قرض‌الحسنه که اسم قرض‌الحسنه داشتند، وام با بهره هم می‌دادند، اما در مقطعی، یک روحانی برای مدیران این مؤسسه صحبت می‌کند و به آن‌ها انذار می‌دهد که این مسیری که شما می‌روید، شبهۀ ربوی دارد؛ درنتیجه، مسئولان و بنیانگذاران تحت ‌تأثیر قرار می‌گیرند و با هم جلسۀ اضطراری می‌گذارند و تصمیم می‌گیرند مؤسسه را جمع کنند؛ چون فکر می‌کنند این روش زندگی‌شان را هم با مشکل مواجه می‌کند؛ درنهایت، تصمیم می‌گیرند اطلاعیه‌ای بدهند و بگویند ما از فردا از کسی سود نمی‌گیریم و به کسی هم سود نمی‌دهیم. مؤسسان انتظار داشتند مردم پول‌شان را بردارند و مؤسسه خودبه‌خود جمع شود، اما همان‌طور که عدۀ زیادی  پول‌شان را برمی‌دارند، عدۀ زیادی هم حساب باز می‌کنند؛ در واقع عده‌ای بابت این تغییر خوشحال می‌شوند و این موضوع باعث جرقه‌ای در ذهن صاحبان مؤسسه می‌شود تا تصمیم بگیرند بانک قرض‌الحسنۀ رسالت را تاسیس کنند؛» بنابراین، بانک بدون هیچ شرطی به کسانی که تقاضای وام دارند و بدون این‌که اعتباری داشته باشند، وام می‌دهد.
طهماسبی ادامه می‌دهد: «مدل تئوریک بانک در پرداخت وام این است که به همان میزانی که پول شما نزد بانک بماند، به همان میزان هم شما می‌توانید وام بگیرید که براساس یک فرمول ریاضی و براساس میانگین مانده‌حساب، محاسبه می‌شود.»

پیش به سوی کسب‌وکار اجتماعی

این پژوهشگر حوزۀ توسعۀ پایدار دربارۀ توجه این بانک به موضوع کسب‌وکارهای اجتماعی می‌گوید: «بانک رسالت شرطی نمی‌گذارد که هر کسی وام گرفت، شغلی ایجاد کند، ولی دغدغۀ مسئولان بانک این است که بتوانند شرایط ایجاد کسب‌وکار را تسهیل کنند؛ به همین دلیل، برای کسانی که در حوزۀ کسب‌وکارهای خُرد خانگی یا کارآفرینی اجتماعی فعالیت دارند، در قالب مدلی که خودشان به آن هسته‌ها و کانون‌های کار و زندگی می‌گویند، شرایط ویژه‌ای در نظر می‌گیرند، اما به‌طور کلی کار بانک، ایجاد شغل نیست؛ چون ایجاد شغل، دانش، تخصص و فهمی می‌خواهد که فارغ از فهمی است که در سیستم‌های مالی و بانکی وجود دارد. کار سیستم مالی و بانکی، تأمین اعتبار و سرمایه است و نکتۀ مهم این است که شغل با پول درست نمی‌شود.»
به گفتۀ طهماسبی، در این مدل و در حوزه‌هایی هم که بانک رسالت از اشتغال خُرد و کارآفرینی اجتماعی حمایت می‌کند، خودِ بانک مستقیم وارد عمل نمی‌شود؛ بلکه با کمک سازمان‌های مردم‌نهاد مثل پژوهشکدۀ سیاستگذاری علم، فناوری و صنعت دانشگاه صنعتی شریف و مؤسسات دیگر، به‌صورت شبکه‌ای برنامه‌ای را طراحی کرده‌اند که کمک می‌کند وام‌ها در مسیر ایجاد اشتغال به کار گرفته شوند.

راه‌اندازی شبکۀ کارآفرینی

حمایتی که بانک قرض‌الحسنۀ رسالت از کار‌آفرینی اجتماعی می‌کند هم، داستان خودش را دارد. طهماسبی در این‌باره می‌گوید: «بانک قرض‌الحسنۀ رسالت، به کمک گروهی، شبکۀ کارآفرینی اجتماعی رسالت را تشکیل دادند. این گروه، نهادهای مختلف غیردولتی هستند و با این نگاه که مسألۀ  ایجاد کسب‌وکار خُرد، مسأله‌ای چندوجهی است؛ درنتیجه، نیاز به تسهیل‌گری نهادهای مختلف دارد، این نهادها می‌توانند پازل ایجاد این کسب‌وکارها را تکمیل کنند؛ بنابراین، کنار هم قرار گرفته‌اند. در واقع این شبکه، چیزی نیست جز شبکه‌ای از نهادها، سازمان‌ها و بازیگران مختلفی که در حوزۀ کارآفرینی اجتماعی دغدغه دارند.»
در واقع الگوی کارآفرینی اجتماعی رسالت، بر بستر یک «شبکه» قرار گرفته که در آن عناصر مختلف با وظایف و نقش‌های تخصصی همراه شده‌اند تا بتوانند با توانی مضاعف به پایداری و گسترش فعالیت‌های کارآفرینی اجتماعی بپردازند. انجمن حامیان فرهنگ قرض‌الحسنه و کارآفرینی اجتماعی، بانک قرض‌الحسنۀ رسالت، پژوهشکدۀ سیاست‌گذاری علم، فناوری و صنعت دانشگاه صنعتی شریف، گروه کارآفرینی ثمین و شرکت پردازش اطلاعات مالی پارت، عناصر تسهیل‌گر این شبکه هستند که با تقسیم کار بین خود، در کنار سایر اجزای شبکه در لایه‌های توسعه‌گری و اجرا در شهرهای مختلف کشور، به پیشبرد اهداف شبکه کمک می‌کنند. تمام این اجزا از هسته‌ها و کانون‌های کار و زندگی گرفته تا خانه‌های توسعه، دبیرخانه‌های انجمن، مراکز کارآفرینی و توسعه و لایه تسهیل‌گری، همگی در یک شبکه هستند و با هم‌افزایی فعالیت‌ها و اقدامات خود تلاش دارند که اهداف مشترک‌شان که گسترش کارآفرینی اجتماعی و پیشبرد اقتصاد مقاومتی در شهرها و روستاهای مختلف کشور است را به سرانجام برسانند.
طهماسبی که خودش از اعضای این شبکه است، ادامه می‌دهد: «برای این شبکه، اسم رسالت انتخاب شده است، اما ارتباطی به بانک ندارد. ما دنبال اسمی بودیم که قابلیت بین‌المللی شدن داشته باشد و در جهان اسلام هم شناخته شده باشد؛ با این حساب، بانک قرض‌الحسنۀ رسالت هیچ مالکیتی بر مجموعه ندارد. از طرفی شبکه نیاز نیست که سازمان باشد؛ بلکه از چند مجموعه تشکیل شده که بانک قرض‌الحسنۀ رسالت به‌عنوان یکی از مجموعه‌ها و به‌عنوان نهاد تأمین مالی، نقش‌آفرینی می‌کند، کارش هم تأمین وام‌های خُرد برای افراد، مجموعه‌ها یا گروه‌هایی است که بخواهند در حوزۀ کارآفرینی اجتماعی کار کنند.»
طهماسبی در ادامه، سایر بخش‌های این شبکه را هم معرفی می‌کند و می‌گوید: «مجموعۀ دیگری به اسم انجمن حامیان فرهنگ قرض‌الحسنه و کار‌آفرینی اجتماعی وجود دارد که یک نهاد غیردولتی است و دغدغۀ توسعۀ کارآفرینی اجتماعی بر محور قرض‌الحسنه دارد، کارش هم شبکه‌سازی و ساختار‌سازی و درست کردن گروه و چیزهایی است که ما در مدل‌مان به آن کانون و هسته می‌گوییم. مجموعۀ دیگری به اسم پژوهشکدۀ سیاست‌گذاری دانشگاه شریف وجود دارد که ما در آن تسهیل‌گر علم، فناوری و توسعۀ انسانی شبکه هستیم؛ از طرفی، هم شبکه را ارزیابی و هم مدل فعالیت شبکه و مدل کارآفرینی اجتماعی آن را بازبینی می‌کنیم. در زمینۀ توسعۀ انسانی هم، چه برای عناصر کارشناس و سیاست‌گذار و چه سطح فعالان هسته‌های تولیدی که به آن هسته‌های کار و زندگی می‌گوییم، برنامه‌های آموزشی و توسعۀ انسانی تدارک دیده‌ایم.»
او ادامه می‌دهد: «یک مجموعۀ دیگر به اسم گروه توسعۀ کارآفرینی ثمین داریم که بیش‌تر هماهنگ‌کنندۀ بازار است، به هسته‌های کار و زندگی آموزش و مهارت‌افزایی ارایه می‌دهد و بیش‌تر نقش حلقۀ مفقودۀ زنجیرۀ تولید را بین تولید‌کنندۀ محصول و بازار ایفا می‌کند. گروه دیگری به اسم گروه پردازش اطلاعات مالی پارت نیز وجود دارد که نقش‌ آن تسهیل تضامین است. این گروه به کسانی که می‌خواهند وام بگیرند، کمک می‌کند تا بتوانند با روش‌های راحت‌تری ضامن فراهم کنند.»
به گفتۀ طهماسبی، مجموعه‌های دیگری در حال اضافه شدن به شبکه هستند که در زمینۀ آموزش و صادرات کار می‌کنند.

کارآفرینی اجتماعی، یک مفهوم جدید

اما «حسین عنبرستانی»، دبیر شبکۀ کارآفرینی اجتماعی رسالت، دربارۀ مدل کارآفرینی بانک قرض‌الحسنۀ رسالت می‌گوید: «شبکۀ کارآفرینی اجتماعی رسالت، شامل مجموعه‌ای از عناصر است که با کمک هم‌دیگر، برای پیشبرد اهداف شبکه یعنی اقتصاد مقاومتی، کارآفرینی اجتماعی و توسعۀ پایدار در تلاش هستند؛ ضمن این‌که هر یک از این عناصر و نهادها در پیشبرد کار مؤثر هستند.»
عنبرستانی در ادامه، کارآفرینی اجتماعی را این‌گونه توضیح می‌دهد: «کارآفرینی اجتماعی، شکلی از کارآفرینی است که در دل خود یک دغدغۀ اجتماعی را پیگیری می‌کند و برای رسیدن به آن نیز از مسیرهایی عبور می‌کند که به‌طور ذاتی اجتماعی باشند؛ بنابراین، این شکل از کارآفرینی، با اشکال دیگر فعالیت‌های اقتصادی که مقصود اصلی‌شان، صرفأ کسب منفعت شخصی یا سودآوری اقتصادی است، تفاوت جدی دارد.»
به اعتقاد عنبرستانی، در این رویکرد به کارآفرینی، مفاهیمی مانند انصاف و کسب‌وکار منصفانه بسیار حائز اهمیت می‌شود؛ بنابراین، برای مثال اگر صحبت از تولید و عرضۀ یک محصول در بازار می‌شود، سهم منصفانه و قابل توجهی از ارزش مالی تولیدشده، باید به عوامل تولید و متناسب با زحمت و نقشی که در زنجیره دارند، اختصاص پیدا کند؛ چیزی که در رویکردهای غیرمنصفانه رعایت نمی‌شود و منافع کسب‌شده، عمدتأ به دلالان و واسطه‌گران اختصاص پیدا می‌کند.
به‌دنبال حل مسائل اجتماعی
از دیگر وجوه کارآفرینی اجتماعی که عنبرستانی دربارۀ آن توضیح می‌دهد، داشتن هدفی برای حل یک مسألۀ  اجتماعی است که این مسأله می‌تواند بسته به جامعۀ هدف، متفاوت باشد؛ در یک‌جا هدف، رفع فقر و توانمند‌سازی اقتصادی جامعۀ محلی برای جلوگیری از مهاجرت است و در جای دیگر، کاهش آسیب‌های اجتماعی نظیر اعتیاد، یا کمک به محیط‌زیست و یا اشتغال‌زایی اقشار خاص مانند افراد معلول یا زنان سرپرست خانوار؛ بنابراین، در این‌جا شناسایی فرصت، به معنی فرصتی است که در آن ضمن ایجاد یک کسب‌وکار خودگردان اقتصادی، فرصتی برای کمک به حل یک مسألۀ  اجتماعی نیز وجود دارد که در بسیاری مواقع برای رسیدن به چنین هدفی، از نوآوری استفاده می‌شود.
اما داستان کارآفرینی اجتماعی به همین‌جا ختم نمی‌شود؛ کارآفرینی اجتماعی، ویژگی مهم دیگری نیز دارد؛ این‌که برای رسیدن به اهداف اقتصادی، ارزش‌ها و اصول را قربانی نمی‌کند؛ بنابراین، به اعتقاد تئوری‌پردازان این نوع کارآفرینی، در چنین کسب‌وکارهایی، زیر پاگذشتن حقوق تولیدکنندگان، تخریب و آلودگی محیط‌زیست، ضربه به تولید ملی، تضعیف جایگاه زن در خانواده و به‌ویژه آسیب‌دیدن نقش‌های مادری و همسری و آسیب به سلامتی جسمانی یا روانی نیروی کار، باید مورد توجه باشد و کسب‌وکاری که به چنین ارزش‌ها و اصولی توجه نکند، نمی‌تواند یک کسب‌وکار اجتماعی باشد.
به گفتۀ عنبرستانی، در شبکۀ کارآفرینی اجتماعی رسالت هم، این باور جدی وجود دارد که کارآفرینی اجتماعی، مبتنی بر کار گروهی و به‌هم‌پیوستن اجزا برای رسیدن به هدف مشترکی است که همان هدف اجتماعی نام دارد.

توسعۀ پایدار و زنجیرۀ ارزش

توسعۀ پایدار، جدیدترین رویکرد به توسعه است. عنبرستانی در این‌باره می‌گوید: «توسعه‌ای پایدار است که در آن به شکلی متوازن و همه‌جانبه، ابعاد مختلف اجتماعی، محیط‌زیستی و اقتصادی در نظر گرفته شود. تجربۀ چند دهۀ توسعه در کشور نشان می‌دهد که هرجا به توسعه نگاهی صرفأ اقتصادی یا عمرانی داشته‌ایم، با مشکلات زیادی روبه‌رو شده‌ایم.»
الگوی کارآفرینی اجتماعی رسالت، در تلاش است که توجه به توسعۀ پایدار را در تمام مناطقی که برای بهبود و پیشرفت اقدام به مداخله می‌کند، به‌طور جدی در نظر داشته باشد؛ هم‌چنین به مقولۀ توسعه، نگاهی بومی و مبتنی بر ارزش‌های اسلامی-ایرانیِ پایدار دارد.
از سوی دیگر نگاه کلی حاکم بر الگوی کارآفرینی اجتماعی رسالت، یک نگاه مبتنی بر «زنجیرۀ ارزش» است. زنجیرۀ ارزش، مجموعۀ عملیاتی است که در یک صنعت به‌صورت پی‌‌در‌‌پی انجام می‌گیرد تا به خلق ارزش منجر شود؛ به‌طور مثال در زنجیرۀ ارزش یک محصول کشاورزی، به ترتیب ابتدا تأمین‌کنندگان نهاده‌های تولید، سپس عملیات زراعت و تولید محصولات، سپس فعالان بخش فرآوری و بسته‌بندی و درنهایت فعالیت‌های بازاریابی داخلی و بین‌المللی قرار دارد که در طول این زنجیره، به افزایش ارزش محصول و تولید ثروت منجر می‌شوند، در برخی از محصولات نیز «خدمات پس از فروش» فعالیت ارزش‌افزای دیگری است که در انتها در مورد محصول اعمال می‌‌شود؛ «فعالیت‌های پشتیبان» نیز فعالیت‌هایی هستند که حول فعالیت‌های اصلی و برای آماده‌سازی شرایط اجرای آن‌ها انجام می‌شوند.
به گفتۀ عنبرستانی، در شبکۀ کارآفرینی اجتماعی رسالت، وقتی صحبت از یک محصول می‌شود، حتمأ نگاه به آن محصول، نگاهی مبتنی بر زنجیرۀ ارزش است و به تمام مسائل -از تولید گرفته تا فرآوری و به‌ویژه بازار- توجه می‌شود؛ چراکه بدون توجه به تمام این حلقه‌ها، این زنجیره ناقص می‌ماند و اهداف تعیین‌شده، محقق نخواهد شد.

در این زمینه بیشتر بخوانید:

گفت‌وگو با مدیر گروه کسب‌وکار اجتماعی پژوهشکده سیاستگذاری دانشگاه صنعتی شریف

مروری بر تجربه «گرامین‌بانک» در بهبود معیشت جوامع روستایی

شرکت مس و شبکه کارآفرینی اجتماعی رسالت، تفاهم‌نامه همکاری امضا کردند

نام‌ :
ایمیل :
نمایش داده نمی‌شود
متن :
 
عضویت در خبرنامه
نام‌ و نام‌خانوادگی:
ایمیل :
مس پرستلگرام
به نظر شما سایت عصر‌مس‌آنلاین بهتر است بیشتر به چه مطالبی بپردازد؟