مجله اینترنتی علمی، آموزشی عصرمس
تاریخ روز
دوشنبه 29 آبان ماه 1396 ساعت 16:45:30
نوع قلم :‌   اندازه‌ی قلم :‌

از عملیات بیت‌المقدس تا عملیات راه‌اندازی هیپ لیچینگ

چهارشنبه 15 دی ماه 1395

مهندس شیرج‌پور متولد 1340 است. فارغ‌التحصیل رشته استخراج معدن از دانشگاه صنعتی شاهرود است و سال 1387 بازنشسته شده. اما این، همه کارنامه او نیست. او جانباز شیمیایی دوران دفاع مقدس است. در چهار عملیات مهم در دوره دفاع هشت‌ساله مجروح شده و تنها اندکی پس از پایان جنگ تحمیلی، از زادگاهش در شمال کشور به «سرچشمه» مس رفته است.

شیرج‌پور درباره دوران تحصیلش می‌گوید: «در دانشگاه صنعتی شاهرود،‌ رشته استخراج معدن خواندم. پس از جنگ درسم را تمام کردم و چون بورسیه شرکت مس بودم به سرچشمه فرستاده شدم. آن زمان دانشگاه‌های تهران مال بچه‌درس‌خوان‌ها بود و ما بچه‌تنبل‌ها می‌رفتیم دانشگاه‌های دیگر (می‌خندد). اما من در دانشگاه خیلی‌خوب درس خواندم و بعد خیلی‌خوب توانستم درسی را که خوانده بودم، در کار پیاده کنم. دلیل اصلی‌اش هم این بود که با جان و دل درس می‌خواندم». او پس از ورود به شرکت مس، در واحد تغلیظ مجتمع مس سرچشمه مشغول به کار شد؛ کاری که تا دو دهه بعد آن را ادامه داد و دستاوردهای درخشانی نیز در آن داشت. شیرج‌پور جزو تیم شش‌نفره‌ای بود که برای راه‌اندازی هیپ‌لیچینگ به سانتیاگوی شیلی فرستاده شدند تا ضمن آشنایی با روش‌های لیچینگ مس در شیلی، برای بومی کردن و استفاده از این تکنولوژی‌ها در صنعت مس کشورمان اقدام کنند.

شیرج‌پور درباره خاطراتش از این دوران می‌گوید: «زمانی که مهندس احمد مرادعلیزاده مدیرعامل مس شدند،‌ پروژه هیپ‌لیچینگ را راه انداختیم. قبل از آن، برای یک دوره یک‌ماهه آشنایی با روش‌های مختلف لیچینگ و ازجمله هیپ، به سانتیاگو رفته بودیم. وقتی برگشتیم برای این‌که هیپ را راه بیندازیم،‌ شبانه‌روزی کار می‌کردیم. گاهی می‌شد که 72 ساعت به خانه نمی‌رفتیم و سر کار بودیم. روزی که مهندس مرادعلیزاده آمد برای بازدید از اقدام‌های انجام‌شده قبل از راه‌اندازی،‌ به پشت من زد و گفت: خسته که نیستی؟ گفتم: نه، خسته نیستم. از خدا می‌خواهم به من قوت بدهد تا همین‌طور شبانه‌روزی بتوانیم در خدمت کشور باشیم». او تاکید می‌کند: «من، چه آن زمان که در جبهه حضور داشتم و چه آن زمان که آمدم مس، سعی کردم کارهایم برای خدا باشد، نه هدف دیگر».

نمی‌خواستم کسی بداند
صحبت که به اینجا می‌رسد از او می‌خواهیم درباره سال‌های حضورش در جبهه برایمان بگوید: «اولین‌بار سال 1360 وقتی 20 سال داشتم، به جبهه رفتم. 36ماه سابقه حضور در جبهه دارم. فقط وقت‌هایی که مجروح می‌شدم،‌ جبهه نبودم». او در مدت‌زمان حضور خود در جبهه، چهار بار مجروح شده است؛ در عملیات بیت‌المقدس مورد اصابت تیر قرار گرفته؛ در عملیات رمضان با موج کاتیوشا مجروح شده؛ در عملیات والفجر یک، 22 ترکش بر بدنش نشسته و در عملیات والفجر 8 در «خرمال» عراق در جریان بمباران شیمیایی حلبچه، شیمیایی شده است. با این حال، در پرونده‌اش 30درصد جانبازی ثبت شده است و توضیح می‌دهد: «تا مدت‌ها بعد از این‌که آمده بودم مس، کسی نمی‌دانست جانباز هستم. بعد یکی از همکاران که مرا می‌شناخت و می‌دانست من در جبهه حضور داشته‌ام و جانبازم، بقیه را نیز در جریان این موضوع گذاشت. این فقط من نبودم که نمی‌خواستم کسی درباره جانبازی‌ام بداند؛ خیلی از رزمنده‌ها آن زمان همین‌طور بودند. من همکار دیگری داشتم که یکی از چشمانش را در جنگ تحمیلی از دست داده بود؛ هنوز هم که هنوز است کسی نمی‌داند او جانباز است؛ چون نمی‌خواست از جانبازی‌اش سوءاستفاده کند. ما هر کار کردیم برای خدا کردیم نه چیز دیگر». شیرج‌پور ادامه می‌دهد: «الان که به عکس‌های آن‌زمان نگاه می‌کنم، می‌بینم خیلی از دوستانم شهید شده‌اند. در عملیات فتح خرمشهر، خیلی از دوستانم را از دست دادم. همان کسی را که یک لحظه پیش کنارت بود، سر برمی‌گرداندی می‌دیدی شهید شده است. خود من بارها مرگ را جلوی چشمم دیدم. یک‌بار در عملیات رمضان، در یک سنگر گیر افتادم؛ طوری‌که اگر می‌خواستم از سنگر فرار کنم و سمت نیروهای خودی بیایم، مورد اصابت گلوله دشمن قرار می‌گرفتم. مجبور شدم در بیابان و زیر گرمای خورشید، از ساعت 9 صبح تا پس از غروب خورشید، در سنگر مخفی شوم. وقتی هوا تاریک شد و به سمت سنگر خودی فرار کردم، حتی توان خوردن آب هم نداشتم. در تمام آن‌روز به تشنگی امام حسین (علیه‌السلام) و فرزندان و یارانش فکر کردم و با خودم گفتم نباید به‌خاطر جنگیدن، بر کسی منّتی داشته باشم». این مهندس بازنشسته تاکید می‌کند: «این نگاهی است که زمان فعالیت در صنعت مس هم داشتم. نه من، که همه بچه‌ها فکر می‌کردند حالا که جنگ تمام شده، باید مملکت را بسازیم. همه تلاش می‌کردیم».

بومی‌سازی تکنولوژی‌های مسی در سرچشمه
او خاطرات پس از جنگ را این‌طور روایت می‌کند: «اوایل دهه هفتاد بود که در شرکت مس، طرحی آغاز شد با عنوان «به‌پویی». این طرح از این قرار بود که از تمام پرسنل خواسته شد هر پیشنهادی که برای بهبود محیط و شرایط کاری‌شان دارند، ارائه دهند. این، هم مربوط به امور دفتری می‌شد و هم مربوط به امور فنی. برای مثال، قطعاتی بود که نیاز بود و می‌شد آن‌ها را خریداری کرد؛ اما پرسنل ذوب یا تغلیظ پیشنهاد می‌دادند که ما می‌توانیم این قطعه را خودمان بسازیم. این پیشنهادها جمع‌‌آوری می‌شد و بعد کارشناسانی که در هر واحد در نظر گرفته شده بود پیشنهادها را بررسی می‌کردند و در صورت عملی بودن پیشنهادها،‌ اجرایی می‌شد. من خاطرم است درنتیجه این طرح، هم فن‌آوری‌ها و قطعات خارجی بسیاری در درون خود مجموعه ساخته شد، هم هزینه‌های شرکت کاهش پیدا کرد و هم خود پرسنل درنتیجه پیشنهادها، پاداش‌های خیلی‌خوبی دریافت کردند». این اما خاطره‌انگیزترین دوران شیرج‌پور در صنعت مس نیست؛ او می‌گوید بهترین دوران کاری‌اش در زمان مهندس مرادعلیزاده بوده است؛ همکاری و دوستی‌ای که هنوز هم ادامه دارد.

این روزها

مهندس شیرج‌پور اکنون ساکن عباس‌آباد مازندران است. او چند روزی به‌خاطر بیماری در یکی از بیمارستا‌ن‌های تهران بستری بود. در بیمارستان به عیادتش رفتیم و او برایمان از سال‌های دور گفت. برای این رزمنده و مهندس سابق آرزوی بهبودی داریم. 

 

مهندس شیرج‌پور

شیلی، بازدید از دامپ اکسیدی

 

مهندس شیرج‌پور

شیلی، بازدید از کارخانه لیچینگ

 

مهندس شیرج‌پور

سرچشمه، واحد لیچینگ

 

مهندس شیرج‌پور

شلمچه، عملیات رمضان، 1366

 

مهندس شیرج‌پور

شلمچه، 1366

 

مهندس شیرج‌پور

خرمشهر، عملیات بیت‌المقدس، 1361

 

 

لینک مطلب‌ :: http://asremesonline.ir/news/?Id=10639